امام مجتبی

 

حضرت امام حسن مجتبی علیه ‌السلام،  اولین فرزند امام علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا علیهماالسلام، در نیمه‌ ماه رمضان سال دوم یا سوم هجری در شهر مدینه به دنیا آمد. جلال الدین سیوطی در كتاب «تاریخ الخلفاء» می‌نویسد: «امام حسن در سال سوم هجرت به دنیا آمد و شبیه ‌ترین شخص به پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله بود، در روز هفتم تولدش، پیامبر صلی الله علیه و آله گوسفندی را برای او عقیقه كرد و موی سرش را تراشید و هم وزن آن را نقره صدقه داد. او یكی از پنج نفر اهل كساء است. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «پروردگارا! من او را دوست می ‌دارم پس او را دوست داشته باش.» (1)

سیره و سیمای نبوی

امام حسن علیه ‌السلام از لحاظ جسمانی و رویه و مجد و بزرگواری شبیه ‏ترین مردم به رسول الله صلی الله علیه و آله بود.  غزالی در «احیا علوم ‏الدین» و مكی در «قوت القلوب» آورده ‏اند كه پیامبر صلی الله علیه و آله به امام حسن علیه ‌السلام گفت: تو از جهت منظر و اخلاق شبیه به من هستی.

امام حسن علیه ‌السلام رخساره ‏ای سفید آمیخته به اندكی سرخی داشت، در چشمانش سیاهی درخشنده ‏ای برق می زد، و توده ‏های موی سرش انباشته و پیچیده بود. استخوانها و عضلاتی درشت و ستبر داشت، و فاصله‏ شانه و بازوانش زیاد بود. مویی در هم پیچیده و محاسنی انبوه و كوتاه داشت و گردنش به مانند ابریقی نقره‌‏ای می‌درخشید. میانی باریك، قدی میانه، نه چندان بلند و نه چندان كوتاه داشت. سیمایی نمكین داشت و چهره‌‏اش در شمار زیباترین چهره‌‏ها بود. واصل بن عطا در وصف جمال دلربای آن امام همام، می‌گوید: كان الحسن بن علی علیه‌السلام علیه سیما الانبیا و بها الملوك؛در امام حسن علیه‌السلام سیمای انبیا و شكوه و جلوه پادشاهان جمع بود.(2)

سفره دار کرَم

امام مجتبی علیه ‌السلام شخصیتی آرام، باوقار و متین بود. در حدیثی آمده است كه: «ان الحسن علیه السلام كان من اوسع الناس صدرا و اسجحهم خلقا؛ امام مجتبی علیه السلام سعه صدرش از همه بیشتر و از نظر اخلاق معتدلترین مردم بود». (3)

بسیاری از دانشمندان به این معنی اشاره كرده ‏اند كه در بخشش و كرم و سعه صدر هیچ كس به پایه امام حسن علیه ‌السلام  نمی رسید. مداینی می گوید: امام حسن علیه ‌السلام بزرگترین فرزند علی علیه ‌السلام و شخصی كریم و بزرگوار و در سخاوت و حلم و بردباری بی‏نظیر بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله او را دوست می داشت.

پیشوای دوم، راستگوترین مردم و در نطق و بیان از همه والاتر بود. امام سجاد علیه‌ السلام فرمود: « ان الحسن بن علی علیه السلام كان اصدق الناس لهجه و افصحهم منطقا ؛ امام حسن علیه السلام از جهت زبان صادقترین مردم و از نظر گفتار فصیحترین آنان بود»

قیروانی نیز نقل می كند كه: امام حسن علیه السلام بخشنده و با كرامت بود و هیچ سایلی را رد نمی كرد و امیدواری را ناامید نمی‌گردانید… . (4)

سبط اکبرِ پیامبر رحمت به فقیران و بینوایان رسیدگی می ‌نمود و معمولا بیش از حد درخواست آنها به آنان كمك می ‌كرد تا زندگی‌شان تامین گردد، زیرا روا نمی‌دید كه سائلی بیش از یك بار از او چیزی بخواهد كه موجب شرمساری ‌اش شود. در حدیثی آمده: هرگز دیده نشد كه كسی به امام نامه ای در مورد حاجتی بدهد مگر اینكه حضرت جواب می داد: حاجتت برآورده است: گفته شد: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله كاش در نامه اش می نگریستی و به اندازه حاجتش می دادی. حضرت فرمود: می ترسم خدا از من درباره مدت زمانی كه او رو برویم خوار ایستاده تا نامه اش را بخوانم سوال كند.(5)

او در طول عمرش دو بار تمام ثروت و دارایی خویش را در راه خدا بخشید و سه بار تمام اموال خود را وقف كرد، نیمی از آن را برای خود و نیم دیگر آن را در راه خدا بخشش نمود.(6)

همانطور که امام صادق علیه السلام فرمود:

إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى نَعْلًا وَ نَعْلًا وَ ثَوْباً وَ ثَوْباً وَ دِینَاراً وَ دِینَارا ؛امام حسن علیه السلام تمام اموالش را حتی كفش و لباس و دینارهایش را سه بار با خدا تقسیم كرد. (7)

امام مجتبی

 

همواره در نزد خدا

امام حسن بن علی علیهماالسلام در عبادت و زهد و تقوی و فضیلت چنان بود كه در زمان خود هیچ كس به پایه‏ی وی نمی رسید. شیخ صدوق در كتاب امالی به سند خود از امام صادق علیه السلام و او از پدر خود و او نیز از جد خود آورده به این مطلب اشاره کرده است. در این رابطه امام زین العابدین علیه السلام فرمود: « ان الحسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام كان اعبد الناس فی زمانه ازهدهم و افضلهم ؛ امام حسن علیه السلام عابدترین و زاهدترین و برترین مردم زمان خود بود. (8)

وقتی مرگ را به یاد می آورد می گریست و هرگاه به یاد قبر می افتاد می گریست. (9) همانگونه که.  امام چهارم می فرماید: امام مجتبی علیه السلام وقتی برانگیخته شدن و حشر و نشر قیامت و گذشتن از پل صراط را به یاد می آورد گریه می كرد. (10)

نقل شده است همین كه امام حسن علیه السلام قصد سفر حج می كرد پیاده به راه می افتاد و گاهی پای خود را نیز برهنه می ساخت. و می فرمود:

«انی لاستحیی من ربی ان القاه و لم امش الی بیته ؛ من از خدایم (حیا میكنم) كه او را ملاقات كنم در حالی كه پیاده به زیارت خانه اش نرفته باشم». (11)

چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود: امام حسن علیه السلام بیست و پنج بار پیاده به حج رفت. (12)

همچنین محمد بن اسحاق می گوید:

حسن بن علی را در راه مكه ملاقات كردم كه از مركب خود فرود آمد و پیاده به راه افتاد. همه‏ كسانی كه در كاروان بودند به وی اقتدا كردند و پیاده به راه افتادند. حتی سعد بن ابی وقاص نیز پیاده شد و در كنار آن حضرت به راه افتاد.

امام مجتبی علیه السلام هرگز به كاری نمی پرداخت مگر اینكه خدای سبحان را یاد می كرد. در این باره امام چهارم می فرماید: امام حسن علیه السلام در هیچ حالی دیده نشد مگر اینكه خدای سبحان را یاد می‌كرد.(13)

امام حسن علیه ‌السلام از لحاظ جسمانی و رویه و مجد و بزرگواری شبیه ‏ترین مردم به رسول الله صلی الله علیه و آله بود. غزالی در «احیا علوم ‏الدین» و مكی در «قوت القلوب» آورده ‏اند كه پیامبر صلی الله علیه و آله به امام حسن علیه ‌السلام گفت: تو از جهت منظر و اخلاق شبیه به من هستی

شیرین‌سخنی راستگو

پیشوای دوم، راستگوترین مردم و در نطق و بیان از همه والاتر بود. امام سجاد علیه‌ السلام فرمود: « ان الحسن بن علی علیه السلام كان اصدق الناس لهجه و افصحهم منطقا ؛ امام حسن علیه السلام از جهت زبان صادقترین مردم و از نظر گفتار فصیحترین آنان بود». (14)

چنانکه عمیر بن اسحاق گوید: كسی نزد من (نیكو گفتارتر) از امام حسن علیه السلام نبود تا آنجا كه هرگاه سخن می گفت: دوست داشتم سخنش به پایان نرسد و سكوت نكند و هرگز كلمه زشتی از او نشنیده‌ام.(15)

 

شیر میدان جهاد

امام مجتبی علیه ‌السلام، فردی شجاع و مبارز بود و در جنگهایی كه در ركاب پدرش امیرالمومنین علیه ‌السلام می‌جنگید معمولا در خط مقدم حركت می‌كرد. او در جنگ جمل و صفین از مبارزان پر تلاش لشكر آن حضرت بود. آن حضرت دلیری بود که دلاوریش را از جد ارجمندش محمد مصطفی صلی الله علیه و آله سرور فرزندان آدم و پدر بزرگوارش علی مرتضی سرور اوصیا و عموی گرامی اش جعفر طیار و عموی دلاور پدر خود حمزه شیر خدا و شیر رسول خدا و سیدالشهدا به ارث برده بود.

شرف تورث كابرا عن كابر              كالرمح انبوبا علی انبوب‏

پی نوشت:

1) تاریخ الخلفاء ص 210.

2) مناقب ج 4 ص 9.

3) اعیان الشیعه ج 1 ص 563.

4) مسند امام مجتبی ص 134 ح 18.

5) نظم درر السمطین ص 196.

6) تاریخ الخلفاء ص 190.

7) وسایل الشیعه ج 9 ص 480.

8) امالی صدوق ص 150 ، بحارالانوار ج 43 ص 331 .

9) امالی صدوق ص 150 ، بحار الانوار ج 43 ص 331.

10) امالی صدوق ص 150.

11) بحارالانوار ج 43 ص 339 .

12) مناقب ج 4 ص 14 ، بحارالانوار ج 43 ص 339.

13) امالی صدوق ص 150.

14) بحارالانوار ج 43 ص 331 ، عوالم ج 16 ص 132.

15) نظم درر السمطین ص 201.

ابوالفضل صالح صدر            


تنظيم : مدیر
[ موضوع ] : جدید ترین ها
[ برچسب ها ] :

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)